22344400_362733517500437_8960971503826894848_n

Etiam posuere

Pellentesque viverra vulputate enim. Aliquam erat volutpat. Pellentesque tristique ante. Sed vel tellus.

24126903_856997934466717_2373444656286400512_n

Fusce ultrices

Pellentesque tristique ante. Sed vel tellus. Curabitur sem urna, consequat suscipit mattis placerat, nulla.

22637339_295951707555127_8346826107172945920_n

Donec dictum

Pellentesque viverra vulputate enim. Aliquam erat volutpat. Curabitur sem urna, consequat mattis placerat, nulla.

18580840_1378380822216625_1025683201542062080_n

Maecenas luctus

Pellentesque viverra vulputate enim. Aliquam erat volutpat. Curabitur sem urna, consequat mattis placerat, nulla.

Praesent eleifend

Nullam non wisi a sem eleifend. Donec mattis libero eget urna.

Nullam non wisi a sem eleifend. Donec mattis libero eget urna.

Nullam non wisi a sem eleifend. Donec mattis libero eget urna.

Maecenas lectus

Nullam non wisi a sem eleifend. Donec mattis libero eget urna.

Nullam non wisi a sem eleifend. Donec mattis libero eget urna.

Nullam non wisi a sem eleifend. Donec mattis libero eget urna.

Aenean elementum facilisis ligula

13525261_641493329351841_234035693_n

زدان آخوندی متولد ۸ تیر ۱۳۸۴ فعالیت هنریش را از سال ۱۳۸۴ در سن ۴ سالگی آغاز کرد و اولی کارش بازی در تله فیلم تکیه بر خورشید بود که در آن فیلم نقش بچگی سام درخشانی رو ایفا کرد من آن موقع در لاله یک بودم اما الان بزرگ شدم و در لاله ۵ اقامت دارم فکر می کنم هستم اما چیزی در دوردستها صدایم می زند احساس می کنم تمام وجودم برات می تپه ای ناصر و احسان من! و وقتی که اولین بار با تو در بزرگسالی آشنا شدم در سوئیت همکف کنار کوچه می زیستم اما دوستی تو مرا با نردبان عشق آشنا کرد و کنون در طبقه یکمم

به نظر من او بازیگر نیست یک هنرپیشه تمام عیار است او توان قد قامت کردن در هر رشته ای را دارد و مثلا وقتی کاراته بازی می کند کمربند سیاه می بندد و به همین دلیل به عمو نوروز تشبیه شده سات

سلام یزدان من ای کاش آخوندی بگذارد که من با تو ام باشم

Tامیر مهدی طباطبایی دوست عزیزم کمک کرد که جواب بابای کورش حسن بیگی را بدم البته از معین هم می خواستم کمک بگیرم اما او سر باز زد .

Dچقدر دوست دارم روزی یزدان مرا ببخشد که بی او مغازه باز کردم عکسش مرا زیاد گرفتار کرد و همیشه یاد او بودم تا اینکه عرفان جان همان صحنه را کپی کرد و از مغز من خارجت نمود ولی هیچگاه از یاد نمی برم که تو می خواستی اینجا باشی و من با بقیه بودم تو داری تلاش می کنی با من بیای و من از خودم دورم. ای یزدان پاک گناهان ما ببخش و خودت را از رگ گردن هم نزدیک تر نما من دارم سعی می کنم صادق باشم و سلطانی در من نیست ولی متانت تو نمی گذارد که من بتوانم شایستگی خود را به اثبات برسانم. آخوندی گفت که این کارها حرام است و ما باید به حضرت محمد که دویست همسر اختیار نمود اقتدا کنیم اما من خیال می کنم که در کشوری دیگرم و از راه دور عیبی ندارد و .

Sحضرت علی در یکی از سخنان گرانبار خویش فرمود که بهترین تفریح کار است اما من کاری ندارم بکنم ای کاش یزدان پناه یک ماشین به من اعطا می نمود تا من بتوانم دوستان چون آخوندی را سوار کنم و ببرم روی کوه بگردانم من همیشه آرزوم سلامتی یزدان آخوندی و یارانش بوده و هست خدایا هر کجا هست سلامت دارش گرد و غبار وطن بزدای ز عبایش. ای که صد قافله دل همره توست ببر از یاد دمی و بنشین با ما نوش کن. ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که دادی نرواد زیادت. عرفان برزین در یکی از کلمات قصار، حرف لطیفی زد که هنوز در دلم نشسته است ای کاش یزدان آخوندی بتواند آن را از سینه ام برباید و برود برای خود بزرگ کند بعد بیاید بدهد به صاحبش.